الشيخ محمد علي الگرامي القمي
40
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)
حيطهى دانستنىهاى علمى نيامده و فلسفه مىتواند يك شناخت اجمالى بدهد 2 - چيزهايى در فلسفه جزو دانستنىها مىدانستيم و بعداً مىفهميم كه نفهميده بوديم . و اين خلاف درآمدن برخى عقائد ، ما را از اعتقاد جزمى افراطى به علوم بازمىدارد ! و لذا فلسفه تا حدى خادم علم است . برخى موضوعات هم هست كه علم به آنها راه ندارد . مثل مسائل مربوط به ارزشها كه علم نمىتواند ارزش نهائى خوب و بد را معين كند . البته موضوعاتى هم هست كه علم خادم فلسفه است . مثلا علم اقسام حركتهاى فيزيكى و شيميايى را در اختيار ما مىگذارد و سپس فكر آنها را تعميم مىدهد . . . » . « 1 » ولى با همهى اينها مىگويد كه فلسفه چيزى است كه نمىدانم و علم چيزى كه مىدانم . يعنى راه علم ، تجريه است و فلسفه به آن كارى ندارد . كانت آلمانى ( متوفى 1804 م ) هم گفته است كه مسائل فلسفهى اولى ، اساساً موضوع علم واقع نمىشوند و لفاظى است . لودويك ويتگنشتاين در كتاب تحقيقات فلسفى مىگويد : « عالم چنان است كه هست و به نظر مىآيد و وراى ظواهر قابل ادراك و بيان ، حقايقى نيست و اگر باشد قابل تعقل و بيان نيست ، و بايد سكوت كرد . چو هر خبر كه شنيدم رهى به حيرت داشت * از اين سپس من و رندى و وضع بىخبرى فلسفه معانى عرفى را به معانى خاص بدل مىكند و به تناقضات مىرسد » !
--> ( 1 ) - / از مصاحبهى راسل با وايت . ملاحظه مىكنيد كه اعتقاد راسل به فلسفه فقط در حد 1 - تعميم برخى مسائل علمى ( فلسفهى علمى ) است و 2 - يكى هم به جهت ديد اجمالى به جهان به طور حالت منتظره تا علم به آنجا برسد و 3 - يكى هم بطلان برخى مسائل فلسفى كه موجب مىشود به علم خودمان اين قدر مغرور نشويم